![]() |
![]() |
|
| ... تا شقایق هست زندگی باید کرد |
|
سر کلاس نقاشی با بقیه بچه ها نشسته بودیم و هر کسی مشغول کار خودش بود.2 تا دختر که تقریبا 7-8 سالی داشتن رو نیمکت روبروی من نشسته بودن.من مشغول طراحی خودم بودم که یک دفعه دعوای این 2 تا بالا گرفت.استاد امد و دلیل دعوا رو از اونا پرسید و همه متوجه شدن دعوا سر رنگ یکی از مداد رنگی هاست.شما حتما میدانید که به صورتی پررنگ میگن سرخ آبی!!!!؟
با صحبت کردن اونا متوجه شدیم که یکیار آنها اهل تهران و دیگری سیرجانی! دختر تهرانی حرفش این بود که به صورتی پررنگ میگن سرخ آبی و دختر سیرجانیه اصلا حاضر نبود قبول کنه!!1 وقتی استاد گفت:به این رنگ میگن سرخ آبی دختر سیرجانی دیگه حرفی واسه گفتن نداشت...... واقعا چرا یک دختری که اهل تهران است بایدبداند که سرخ آبی چه رنگیه!ولی یک دختر سیرجانی نمیداند.......!!!؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 18:41 توسط فرزانه پورابراهیمی |
|
|
1.راه کنترل یک انسان عصبانی با ملایمت است.یک انسان بد با خوبی.آدم خسیس با بخشندگی و دروغگو با حقیقت.
2.اغلب در رودخانه چیزهایی پیدا میشود که در اقیانوس نمیتوان یافت. 3.راه رفتن از دویدن بهتر است.ایستادن از راه رفتن.نشستن از ایستادن.دراز کشیدن از نشستن. 4.وقتی فیل به مشکل بیفتد حتی قورباغه به او لگد میزند. 5.خشم که بیاید عقل میرود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 18:24 توسط فرزانه پورابراهیمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
3 آبان 1367 در زایشگاه کوثر سیرجان -که دیگر وجود ندارد- به دنیا آمدم.
اکنون هم دانشجوی رشته ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور سیرجان هستم. ازدواجم مرا وارد دنیای جدیدی کرد که آشنایی با دنیای مجازی قسمتی از آن است و این وبلاگ هم پیامد این آشنایی است. |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 خرداد 1388 اسفند 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| پیوندها |
|
کویرزاد کرمان خبر داستان آباد اسفار بی قرار حروف لاشریکستان |
|
RSS
|