![]() |
![]() |
|
| ... تا شقایق هست زندگی باید کرد |
|
به خویش خیره میشوم
در آب به خویش خیره میشوم در نور برکه ی مهتاب و فقط تو را می بینم! آن قدر تو را نوش کرده ام جرعه جرعه که لبریز از تو و تهی از خویشم!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 9:46 توسط فرزانه پورابراهیمی |
|
|
داداشم غصه نخور عمر جدایی سر میاد آسمان آبی میشه
شب میره و سحر میاد شب میره و سحر میاد داداشم چقد دلم تنگه برات قلب من با لاله همرنگ برات داداشم جون منی آخه هم خون منی توی باغچه ی دلم گل گلدون منی مهربونیات هنوز یادم نرفته اینو تو نامه میگم هفته به هفته من و تو دو هم صدا دو مهربونیم نیاد اون روزی که بی هم بمونیم داداشم غصه نخور عمر جدایی سر میاد آسمون آبی میشه داداشمجون منی آخه هم خون منی توی باغچه دلم گل گلدون منی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 14:22 توسط فرزانه پورابراهیمی |
|
|
زندگی قصیده بلند آرزوهایی است به رنگ آسمان
زندگی ترجیع بند باران است در لهجه ترانه های زیتون زندگی تصویر نیلوفرهای عاشق است در قاب چشمان مسافران عاشق که از دیدن باران جغرافیای خوشبختی را در شبنم دستهایشان جستجو میکنند زندگی رد پای خورشید است که از میان پاییز زخمی پدیدار میشود زندگی طعم چند شاخه نبات و بوی شکوفه های نارنج است زندگی رقص محبوب شقایقها ست |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 14:0 توسط فرزانه پورابراهیمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
3 آبان 1367 در زایشگاه کوثر سیرجان -که دیگر وجود ندارد- به دنیا آمدم.
اکنون هم دانشجوی رشته ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور سیرجان هستم. ازدواجم مرا وارد دنیای جدیدی کرد که آشنایی با دنیای مجازی قسمتی از آن است و این وبلاگ هم پیامد این آشنایی است. |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 خرداد 1388 اسفند 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| پیوندها |
|
کویرزاد کرمان خبر داستان آباد اسفار بی قرار حروف لاشریکستان |
|
RSS
|