تبليغاتX
با زندگی - داداشم
... تا شقایق هست زندگی باید کرد
داداشم غصه نخور عمر جدایی سر میاد آسمان آبی  میشه

شب میره و سحر میاد شب میره و سحر میاد

داداشم چقد دلم تنگه برات قلب من با لاله همرنگ برات

داداشم جون منی آخه هم خون منی توی باغچه ی دلم گل گلدون منی

مهربونیات هنوز یادم نرفته اینو تو نامه میگم هفته به هفته

من و تو دو هم صدا دو مهربونیم نیاد اون روزی که بی هم بمونیم

داداشم غصه نخور عمر جدایی سر میاد آسمون آبی میشه

داداشمجون منی آخه هم خون منی توی باغچه دلم گل گلدون منی 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 14:22  توسط فرزانه پورابراهیمی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
3 آبان 1367 در زایشگاه کوثر سیرجان -که دیگر وجود ندارد- به دنیا آمدم.
اکنون هم دانشجوی رشته ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور سیرجان هستم.
ازدواجم مرا وارد دنیای جدیدی کرد که آشنایی با دنیای مجازی قسمتی از آن است و این وبلاگ هم پیامد این آشنایی است.

نوشته های پیشین
مرداد 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
پیوندها
کویرزاد
کرمان خبر
داستان آباد
اسفار بی قرار
حروف
لاشریکستان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM